بالاخونه

اینجا بالاخونه ی منه...

چهارشنبه

بعد ۱۲ ساعت کار ساعت ۸ شب میرسم خونه. صدای ضجه ها و گریه های جیغ آلود بچه ی همسایه زیر مشت و لگد پدر تمام خستگی رو تو تنم موندگار میکنه. این داستان ۴-۳ ساله که هر روز تکرار میشه... صدا از حیاط خونه میاد. انگار که تو حیاط خونه ی خودمونه. بس که صدا بلنده...
راستی... وحشی ترین حیوون چیه؟؟؟ شیر ؟؟؟ ببر ؟؟؟ تمساح ؟؟؟

سه‌شنبه


اینم از آرش خان ما!!!
اخمش واسه همون روز اول بود! حالا دیگه دلبریاشو شروع کرده

جمعه

سلام به همه ی دوستای مهربونم!
خداییش کلی شرمنده میشم وقتی میبینم با وجود تعطیلی چند هفته ای وبلاگم باز هم بهم سر میزدید و میپرسیدید که چرا آپ نمیکنم.
بد جوری گرفتار کار شدم!
تو حرفای بزرگترا این حرفو زیاد میشنویم که میگن : حالا تازه میفهمی که قبلا چقدر راحت بودی...
خداییشم راست هم میگن! آدم هر مرحله ی زندگیش که رد میشه و به مرحله ی بعد میره تازه میفهمه که چه فرصتایی رو تو مرحله ی قبل از دست داده که الان به هیچوجه فرصتی براشون نداره. بعد دانشگاه سربازی... بعد اون کار... ازدواج... بچه دار شدن... و... و... و... هر مرحله که میری جلوتر گرفتاریات بیشتر میشه و فرصتت برای تلاش واسه راسیدن به اهدافت کمتر...
یه زمانی خیلی روزا با دوستم یه پیک نیک کوچیکی رو هر چند روز یه بار ترتیب میدادیم. کلاس زبان میرفتم... باشگاه میرفتم واسه ورزش... طراحی های گرافیکیم بیشتر بود... فیلم زیاد میدیدم... به وبلاگم میرسیدم... و واسه هزار تا کاری که برام نهایت جذابیت رو تو زندگیم دارن وقت داشتم. اما الان...واسه هیچکدوم وقت ندارم
تازه من مجردم و از هفت دولت آزادم! نمیدونم این متاهلا چجوری میتونن به زن و زندگیشون برسن! اون هم با وجود زنهای این دور و زمونه که با وجود اینهمه گرفتاری مردا توقعات نا متناسبی هم دارن. که چرا تو روز فقط ۳-۴ ساعت تو خونه ای... چرا وقتی میای خونه خسته و داغونی... چرا تو کار خونه کمکم نمیکنی... من فقط جمعه ها باید تورو ببینم؟!؟!؟... چرا وقت نداری یه مسافرت بریم؟!؟!... و هزار تا خواسته ی بجا اما نابجای دیگه!!!
بجا از این جهت که هر مردی هم به نوبه ی خودش از خداشه که به همه ی این کارا برسه. در واقع خودش هم تو حسرت یه همچین زندگیه اما نابجا از این بابت که اصلان ببینید شدنیه؟!؟!؟
مثلا خود من که همه ی دوستام میدونن عاشق دور هم بودن... مسافرت و وقت گذاشتن واسه خانواده ام. وقتی ۶ روز هفته ساعت ۶:۳۰ صبح پا میشم میرم سر کار و ساعت ۷-۸ شب با کلی خستگی بر میگردم خونه. تازه اگه جمعه هم کاری پیش بیاد که مجبور باشم باید برم شرکت... دیگه چطور میتونم یه همچون زندگی ایده آل و رویایی رو که آرزوی خود من هم هست بسازم؟ بذارید یه چیزی رو به همه ی خانوما بگم! از شوهر مهندس دوری کنید! ما به دلیل نیاز اساسی شرکت بهمون و واسه اینکه اگه خط تولید بخوابه ماییم که باید راش بندازیم... مجبوریم هر زمان در خدمت شرکت باشیم. اما این کارگرا..!!! دو روز هفته تعطیلن. دو روز هفته هم شب کارن و و روزشو واسه کاراشون وقت دارن.اما من واسه کوچکترین کار اداری یا بانکی باید مرخصی بگیرم! چون همهی هفته روزا سر کارم.
یه مهندسی قبل من تو این شرکت بوده که چند روز قبل اومدن من رفته. یکی از دلایلش هم این بوده که میگفته میخوام ازدواج کنم اما اینقدر وقتم واسه کار میگذره که فرصت ندارم کسی رو پیدا کنم و واسه آشنایی وقت بذارم! انصافا هم راست میگه ها! اما این همکار ما از لطف خدا اینقد دارن که نیاز به کار کردن نداره. اما ما قشر کارگر جامعه!!! چی؟!؟!؟!
بگذریم...
بدجوری گرفتار شدیم! خدا خودش کمک کنه!
ولی قول میدم بعد این زودتر آپ کنم. کلی حرف واسه گفتن دارما!!! اما فرصت نشستن پای کامپیوتر و تایپ کردن ندارم!
راستی اینم بگم که چهارشنبه ۲۵ مرداد ساعت ۷:۲۵ عصر این جانب عمو شدم! یه آقا پسر ۴۹ سانتی ۳.۲۵۰ کیلویی پا به این دنیا گذاشته. کاش حرفامو میفهمید تا بهش میگفتم : حالا تازه میفهمی که قبلا چقدر راحت بودی...!!!
همین روزا عکسشو با اون قیافه ی اخموش براتون میذارم اینجا که ببینید!

سه‌شنبه

امروز تو آرشیو تکست های کامپیوترم یه مقاله ی جالب درباره خیانت در عشق پیدا کردم. اصلا یادم نیست از کجا آوردمش اما یادمه که یه خانوم خارجی تو سایت leave it اینو نوشته بوده و یه سایت فارسی ترجمش کرده بوده! اینقدر بیان جملات واضح و قابل لمس و قابل توجهه که هوس کردم که تو وبلاگم بذارمش. اگه کسی میدونه که منبعش کجا بوده بگه تا بنویسم و مدیون نباشم!
(نظر هم بدید..!!)

...خیانت...
مي توان گفت خيانت در ازدواج يكي از دردناكترين كارهايي است كه يكنفر مي تواند با نيمه ديگر زندگي خود بكند. چيزي كه تنها دردناك نيست و مي تواند باعث شود يك نفر دچار احساس عدم اعتماد بنفس و نا مطمئني از شخصيت خود و ديگران شود. اگرچه كه هميشه يكسري از دلايل باعث مي گردند كه زني احساس كند لازم است داراي روابط جنسي خارج از چهارچوب همسر خود باشد ، اما عموما خيانت به همسر نتيجه يكسري نارضايتي ها در يكسري مسائل مي باشد.
هميشه زنان بدلايل مختلفي دست به خيانت ميزنند اما در مورد زنان اينگونه نيست كه به مانند مردان اگر شرايط لازم شد بلافاصله اقدام به خيانت نمايند! آنها از قبل آماده اين عمل مي گردند و بندرت به جايي مي رسند كه حال به هر دليلي كه صلاح مي دانند خيانت كنند. اما اينكه به چه دليلي خيانت مي كنند با اينكه دلايلي كه خيانت در ذهن آنها شكل گرفته چيست زمين تا آسمان فرق مي كند .در مورد خيانت زنان و دلايل انجام آن زياد نوشته شده اما در مورد اينكه چگونه اين مسئله در ذهن آنها تشكيل مي گردد بندرت نوشته شده و اينبار تصميم به توضيح پاره اي از اين دلايل دارم .من اعتقاد دارم كه هيچ زني خيانت نخواهد كرد مگر به سمت آن كشيده شود. اعتقاد دارم كه زنها مثل كامپيوتر هاي امروزي هستند كه براي هك كردن و بدست گرفتن اختيار آنها بايد به نوبت پورتهاي آنها را باز كنيد تا در نهايت بتوانيد به آن دست يابيد! نفوذ به كامپيوتري كه پورتهاي آن بسته باشد به آساني صورت نخواهد گرفت. زني كه اقدام به خيانت مي كند از مدتها قبل پورتهاي خود را بدلايل يكسري اتفاقات باز كرده است. چراكه در حالت معمولي اين پورتها توسط شما اشغال شده و بسته اند. و اعتقاد دارم مردان هميشه احتمال خيانتي را براي خود قائل هستند . بنظر من اگر زني بخواهد مردي را به دام بياندازد حتي خدا هم نمي تواند بداد آن مرد برسد! در نهايت وي به دام مي افتد. اما زنان بصورت معمول اينگونه نيستند و نمي توان هميشه آنها را برنده شد. اگرچه كه همه ماها معتقد هستيم كه هيچ عذري براي خيانت جائز نيست اما خود مردان هم هميشه عقيده دارند كه اين در ژنتيك آنها نهفته است كه با زنان مختلف باشند. من بشخصه فكر مي كنم اين براي زنان هم صادق است و امروزه اين حس در آنان در حال بيدار شدن است.بخاطر داشته باشيد كه هيچكدام از دلايل زير دليل خيانت نيست بلكه تنها چيزي است كه ذهن وي را براي خيانت آماده مي سازد.
براي خيانت خيلي ها درجات مختلف قائل مي گردند.از خود ارضايي گرفته تا ديدن تصاوير جنسي يا حتي خيالات شخصي و يا فانتزي ذهني يكنفر مبني بر داشتن سكس با فرد ديگري براي بعضي ها خيانت به حساب مي آيد.من كاري ندارم كه ديگران چه فكر خواهند كرد و اعلام مي كنم منظور از خيانت در اين مقاله همان تعريف قديمي مبني بر داشتن روابط جنسي با يك مرد غريبه منظور مي باشد. از طرف ديگر همانطور كه خيلي وقتها نوشته بودم بعضي ها چه زن و چه مرد ، فقط يك توريست در دنيا هستند.اگر همسر شما چنين فردي مي باشد و عادت به ديچ كردن و خيانت كردن داشته باشد و يا دوست دختر شما عادت داشته باشد كه مدتي را با هركسي بگذراند اين سطور براي شما دردي را دوا نخواهد كرد چراكه وي به هر حال با شما نخواهد ماند.
زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون توجه شما قطع شده است و ديگران بيشتر متوجه شده اند!
سعي نمي كنم خيلي پيچيده كنم. در ساده ترين حالت شما بر خلاف روزهاي نخستين كه مدام به وي توجه داشتيد و همه رفتار وي را زير نظر مي گرفتيد و حتي از نفس كشيدن وي تعريف مي كرديد ، ديگر اينكار را نمي كنيد.آقايان معمولا قبل از بدست آوردن فردي تمام زور خود را مي زنند و از انواع و اقسام ترفندها استفاده مي كنند.گاهي هم مجبورند توجه بيش از اندازه و غير واقعي نشان دهند. در نتيجه ظرف زنان را بزرگتر خواهند ساخت.پس از بدست آوردن فرد شروع به دم جنباندن مي كنند و بازي در مي آورند و ديگر خيالشان هم نيست.در بهترين حالت اگر حتي خواهان شديد وي باشند قدرت پاسخگويي به ظرفي را كه ساخته اند ندارند و هميشه زنان مي نالنند كه چرا به ما كم توجه مي كنيد.در مثال ساده اگر همسر شما رنگ موي سر خود را عوض كرده ، هرچند يك درجه روشنتر و شما نفهميديد يا چيزي نگفته ايد مطمئن باشيد كه اولين پورت را براي ورود هكر باز كرده ايد. بايد بخاطر بسپاريد كه قابليت چرب زباني شما بايد بعد از تشكيل رابطه بجاي اينكه ذخيره گردد يا در انتظار به تور انداختن زن ديگر گردد يا صرف جمع آوري گند هايي شود كه زده ايد يا دروغ هايي كه خواهيد بافت بهتر است صرف خود رابطه شما گردد! براي شما يك جمله يك خطي كه چقدر فوق العاده شدي ، حتي اگر هيچ تغييري هم نكرده باشد ، مي تواند خيلي به شما در رابطه كمك كند. اگر در مبناي سكس بخواهيم حرف بزنيم اينكه شما شروع كرده ايد به توجه كردن به خود ، مدام تكرار يكسري حركات ، سكوت در رابطه ، سكسهاي كوتاه مدت و سريع ، ارگاسمهاي شخصي ، حركات ثابت و يكنواخت و مسائل اينچنين اولين چيزي كه باعث مي گرديد اين است كه وي ممكن است از رايحه بدن فرد ديگري كه از كنارش رد شده بيشتر از شما خوشش بيايد! حالا شما هي اين مسائل را شديدتر كنيد تا وي هم درجه خوش آمدنش را بيشتر كند! ببينيم كي آخر سر مي بازد!
بياموزيم:
در ابتدا اولين چيزي كه به زن مي فهماند رابطه دارد كمرنگ مي گردد و از حالت شيرين آن خارج مي گردد و وي را آسيب پذير و نفوذ پذير در برابر ديگران مي كند اين است كه شما كم توجه شده ايد.
زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون كينه دارند .چون شما با آنها صادق نيستيد.
باز هم پيچيده نمي كنم. همه جور صداقت.همه جا از انواع آن خوانده ايد و من آنها را دوباره نمي گويم .بلكه مدل ديگري را عرض مي كنم. عدم صداقت شما از زمان ازدواج و زماني كه به خواستگاري وي مي رفتيد گرفته تا زماني كه مال شما شد. در مورد دوست دختر شما از زماني كه مي خواستيد وي را بدست آوريد تا زمانيكه بدست آورديد. منظورم عدم صداقت شما با ذهنتان است. يعني اگر دوست دختر شما يا همسر شما ، فرقي نمي كند ، دلش مي خواسته كه با شما اندكي در خيابان راه برود و شما بر عكس فشار وارد مي كنيد كه زود به خانه برويد كه سكس راه بياندازيد! شما چيزهايي گفته ايد كه بعدا حاضر به انجام آنها نشده ايد.شما وعده هايي داده ايد كه نخواستيد به آن عمل كنيد.شما حتي حرف از ازدواج هم زده ايد شما همه كار كرده ايد و در نهايت مدام فلسفه بافي كرده ايد تا دروغ هايتان را توجيه كنيد. اين در خوش بينانه ترين حالت (دوست دختر ) به شما بعد از جدايي ضربه نخواهد زد و ماليات آن را نفر بعدي پس خواهد داد! در ساده ترين حالت شما نفر بعدي هستيد كه با اين دختر دوست مي شويد! و در بدترين حالت شما صادقانه ازدواج نكرده ايد.شما زن گرفته ايد چون سكس مي خواستيد ، چون طرف خوشگل بوده ، چون طرف موقعيت داشته ، چون سن شما سن ازدواج بوده و هر چيز ديگري.شما صادقانه زن نگرفته ايد و در طول زندگي اين مسئله مدام به چشم خواهد خورد.زنان چيزي به شما نخواهند گفت اما اين نيز دليلي مي گردد براي كشش به سمت باز كردن پورت ديگري براي نفوذ پذير شدن در برابر كساني كه در موقع مناسب حرفها و برخوردهاي مناسبي كنند!!
زنان بسمت خيانت لبخند خواهند زد چون شما آدم روز اول نيستيد.
بله.شما الان زن داريد.يا دوست دختر داريد.شما الان مثل روز اول كه نداشتيد و تمام زورتان را ميزديد كه بدست بياوريد نيستيد! شما ديگر به خود نميرسيد.اصلاح گه گاه مي كنيد.حمام كرده نيستيد.ورزش نمي كنيد.مسواك تك و توك مي زنيد.لباسهاي شما ديگر اهميتي ندارد كه چه ماركي است. شما خيلي با حوصله بوديد.شوخ طبع بوديد.وقت داشتيد اما اكنون به نظر مي آيد كه همه چيز دارد حوصله شما را سر مي برد و يا شما را عصبي مي كند.شما قبلا جك هاي ركيك نمي گفتيد. شما مودب بوديد.قاه قاه بلند نمي خنديديد.آرام و مطمئن بنظر ميرسيديد. اين را هم بگم شما قبلا كه مخ ميزديد خيلي بچه پولدار بوديد!! لاف ميزديد نه؟ بسيار مشخص است.هزينه بي خود ندهيد.چيزي از خود نسازيد كه نيستيد. زماني كه آشنا مي گرديد هزينه زياد ندهيد توضيح بي خود ندهيد.نقش كسي كه نيستيد را بازي نكنيد.بعد از بودن و يا بدست آوردن حال چه در غالب ازدواج چه دوستي، لطفا خودتان باقي بمانيد! آيا چون ديگر قرار نيست كسي را تحت تاثير بگذاريد به خود نميرسيد؟ آيا ماجرا " همينه كه هست " مي باشد؟ آيا ديگر اهميتي ندارد؟ آيا شما زنان را نمي شناسيد؟ كه چقدر به نمايش همسر خود حساس هستند؟ چقدر مهم است كه چه هستيد؟ حال اگر ديگر آنچه كه آنها مي خواهند نيستيد بدانيد كه :
زنان پورتي هميشه باز ، براي تحت تاثير قرار گرفتن توسط افراد جنتلمن و خوش تيپ در خود دارند.تنها چيزي كه باعث نمي شود در ابتدا از آن چيزي رد شود اين است كه شما در حال ارتباط با آن هستيد و پورت قبلا مشغول شده ولي اگرشما جايگاهتان را فراموش كنيد ديگر پورت را آزاد گذاشته ايد براي كساني كه بدنبال ماجرا مي گردند!
زنان به سمت خيانت مي روند چون يك نفر به آنها مي فهماند كه با وي تحت فشار نيست!
سعي نكنيد آقاي باحال باشيد! سعي نكنيد آقاي همه چيز دان باشيد و يا كسي را مدام به خاطر عقيده اش بكوبيد (قابل توجه خودم!) سعي نكنيد مدام كسي را براي بودن با شما تحت فشار بگذاريد.زنان گاهي شديدا پورتهاي خود را OPEN مي گذارند چرا كه از مشغول بودن آنها توسط شما خسته شده اند! آنها حوصله شان سر رفته ازاينكه نمي توانند راحت باشند . با شما چرت بگويند و يا حرفهاي ساده بزنند.هر چيزي در مقابل شما خسته كننده شده. اين شرايط خطرناكي است و براحتي فرد ديگري مي تواند وارد شده و كنترل پورت را بعهده بگيرد.هميشه خيلي ساده است كه دوست دختر فردي كه دو سال است با يكنفر بوده را گلابي كنيد تا اينكه فردي را كه 3 ماه است با كسي دوست شده.هميشه زناني كه بالاي پنج سال از زندگي مشتركشان مي گذرد آسانتر از كساني كه تازه عروس هستند فريب مي خورند. زنان حسي براي هيجان دارند.اينكار يك هيجان براي آنها به حساب مي آيد .هيجاني براي فرار از روزمرگي شما ! اگر روزي وي بشما بگويد كه مورد توجه فردي با لياقت قرار گرفته بوده ولي به شما خيانت نكرده چون شما را دوست داشته شما اينبار بدانيد كه چه سعادتي داشتيد كه خطر رفع شده . چه سعادتي كه به شما اعلام كرده و چه سعادتي كه اكنون مي دانيد دليل آن چيست!
آنها خيانت را مي پذيرند چون شما اينكار را كرده ايد يا نشان داده ايد اينكاره ايد!
ديگر از اين واضحتر؟ دليل نميشود بگوييم كه هر مردي خيانت كرد زنش به وي خيانت خواهد كرد! اما اينكه زن بداند شما كلا آدم مطمئني نيستيد و يا خيانت كرده ايد باعث مي شود كه وي نيز در مراقبت از پورتهاي خود آن شكيبايي لازم را بخرج ندهد و اگر در شرايطي قرارا گرفت كه مورد نفوذ توسط بيگانه اي قرار گرفت آن استقامت لازم را نشان ندهد. نكته ديگر مي تواند حتي انتقام باشد.وي مي خواهد انتقام بگيرد و از همانجا بشما ضربه بزند.آنها سريعا تصميم نمي گيرند.بلكه صبر مي كنند و شايد به زبان شما را هم ببخشند.شايد تا حدي ذهني هم شما را ببخشند.اما اينبار نرم افزاري را در حافظه خود نصب كرده اند كه منتظر سيگنالهاي لازمه است! وي احتمالا نزديكترينهاي شما را انتخاب خواهد كرد.عموما به دو دليل.يكي اينكه در اصل نمي خواهد در لحظه كاري انجام دهد و نزديكان شما با وي هستند و موردي هم نيست.ناگهان يكي از نزديكان بازي را نا خواسته يا خواسته انجام مي دهد و اينبار اين حركت بجاي اينكه مثل هميشه دفع گردد جذب مي گردد و مراحل بعدي و در نهايت خيانت! دوم اينكه وي مي خواهد بيشترين ضربه را به شما بزند! در نتيجه بهتر است خيانت نكنيد و يا اگر قبلا اينكار را كرده ايد بايد تمام حواس وي را به خود معطوف كنيد و به وي اطمينان بدهيد كه ديگر اين مسئله تكرار نخواهد شد.نه با زبان بلكه با عمل. از هرگونه كاري كه حتي نزديك به اين باشد كه وي حس كند ممكن است شما كاري كنيد نيز بپرهيزيد.زندگي سختي خواهيد داشت!
زنان به خيانت مي انديشند چون هميشه دنبال بهترينند!
اين پورت هيچگاه توسط شما نه استفاده ميشود و نه توسط آنها بسته! اين يعني زنان هميشه مردان را يك مشت خوك خيانتكار مي پندارند اما خود هميشه در شرايط لازم، هميشه زندگي خود را به مرد بهتري خواهند فروخت! كاري كه شما مي كنيد اين است كه شناسايي كنيد كه چقدر طرف مورد نظر شما از اين پورت استفاده مي كند.اكثر دختران نفوذ از اين پورت را چندان جذاب نمي دانند.آنرا نمي بندند اما به نفوذهاي آن نيز توجهي نمي كنند.اينگونه افراد نگراني خاصي را نبايد برايشان قائل شد.آنها با داشتن يك وضعيت ساده عملا هرگونه ديتا و يا استفاده از پورت را مهم نخواهند دانست.اما گروهي از دختران هستند كه بدنبال صعود به قله هاي بالا هستند.اينها مانند گرگدن فقط به سمت جلو مي دوند و همه چيز را جلويشان خراب مي كنند.اينها نگران چيزي نيستند.اينها از همه چيز استفاده مي كنند . هدف وسيله را برايشان توجيه مي كند.انها پول و موقعيت و همه چيز مي خواهند.فقط يه توصيه.اگر سر قرار بوديد و ديديد فرد مورد نظر شما اينگونه است به آرامي محل را ترك كنيد.اين افراد شما را براحتي خواهند فروخت.